کمال گرایی
بسمه تعالی
کمال گرایی و تأثیر آن بر سلامت روان
(Perfectionism)
به طور کلی انگیزهی کمال و تأثیر آن بر رفتار انسان در طول تاریخ به صورت همه جانبه و گستردهای توسط روانشناسان مورد بحث قرار گرفته است. ویژگیهای شخصیتی برای یک شخص در طول زمان معمولاً ثابت و بین افراد مختلف متفاوت هستند و زیربنای رفتار افراد را تشکیل میدهند. کمالگرایی یکی از ویژگیهای شخصیتی است. هولندر برای اولین بار از کمالگرایی به عنوان یک ویژگی شخصیتی نام برد و آن را به صورت داشتن انتظاری بیش از حدِ مورد نیاز، از خود و دیگران در موقعیتی خاص تعریف کرد( هولندر، 1978). کمی پس از آن برنز(1980) تحلیل گستردهتری در مورد کمالگرایی انجام داد و بیانکرد که کمالگرایی، شبکهای از شناختها است که شامل انتظارات، تحلیل وقایع و ارزیابی خود و دیگران است. افراد کمالگرا یکسری استانداردهای بالا و غیرواقع بینانه دارند که با وجود سختیها، از آن پیروی میکنند و ارزش کار خود را در رسیدن به این استانداردها میدانند( اسلید و اونز، 1998؛ بشارت، محمدی، پورنقاش تهرانی و حاتمی، 1388؛ فراست، مارتن، لاهارت و روزن بلت، 1990). اولين كساني كه بر روي كمالگرايي كار كردند آن را اين گونه تعريف كردند:"گرايش افراطي فرد به بيعيب و نقص بودن، كوچكترين اشتباه خود را گناهي نابخشودني پنداشتن و مضطربانه انتظار پيامدهاي شوم شكست را كشيدن". به زبان سادهتر افراد كمالگرا معيارهاي خيلي بالايي را براي موفقيت در نظر ميگيرند و اگر به آن اهداف بلندپروازانه نرسند خود را شكستخورده ميپندارند. آنها دنيا را با قانون همه يا هيچ ميشناسند. هر نتيجهي ممكن يا شكست كامل است يا موفقيت كامل. در ورزش اين پديده به وضوح در نظر ورزشكاران بعد از انجام مسابقه نمود پيدا ميكند. آنهايي كه مساوي گرفتن را يك شكست افتضاح ميدانند و اصلاً به عوامل ديگر دخيل در نتيجه، كاري ندارند احتمالا افرادي كمالگرا هستند. اگر قبل از مسابقه نيز به سراغ ورزشكاران كمالگرا برويم ميبينيم كه بيش از هر چيز ترس از شكست ذهنشان را مشغول كرده است( امامی، 1382).
به طور کلی ترس از شکست، نگرانی از ارزیابی و نحوه تفکر دیگران در مورد خود ،تدوین استانداردهای سطح بالا وعدم اطمینان به کسب موفقیتآمیز آنها و افکاری از این دست که افراد کمالگرا با آنها دست برگریبانند، همگی از موارد زمینهساز بروز و تجلی اضطراب به شمار میآیند به عبارتی هر انسانی از مجموعهای از تواناییها برخوردار است و با آگاهی از میزان این استعدادها است که اهداف زندگی خود تعیین میکند. فرض بر این است که افراد کمالگرا از طرحوارههای شناختی برخوردار هستند که بدون توجه به تواناییهای خود، اهدافی فراتر از توان و ظرفيت خويش برمیگزينند و چون از شکست در رسيدن به کمال مورد نظرشان هراسان هستند و به جز موفقيت کامل به چيزی راضی نمیشوند. برخورداری از تفکرات کمالگرايانه از يک سو خود به تنهايي منجر به افت تحصيلی میگردد زيرا دانش آموزان کمالگرا تنها با انجام تکاليف و کسب نتايج صد در صد خوب ارضا نمیشوند آنان به اين امر اکتفا نمیکنند که عملکردشان از همسالان خود بهتر است و کار يا تکليف محوله را تا حد مطلوب و قابل قبول انجام دادهاند بلکه رضايتشان تنها هنگامی بهطور کامل تامين میگردند که کار يا تکليف مورد نظر را به طور کامل و بدون هيج گونه خطايي انجام دهند از اين جهت ممکن است به خاطر ترس از عدم نيل به مقصود خود به هيج عنوان به سراغ مسئوليت خود نروند يا آنها را در نيمه کار رها میکنند و به همين دليل دچار افت تحصيلی میشوند. و از سوی ديگر کمالگرايي ممکن است با به وجود آوردن افسردگی و اضطراب به صورت غير مستقيم به افت تحصيلی منجر گردد. تاثير افسردگی و اضطراب بر کاهش عملکرد از جمله عملکرد تحصيلی ثابت شده است( بشارت 1383).
دانش آموزان در برخورد با تکالیف آموزشگاهی به شیوه های مختلف واکنش نشان میدهند، این واکنش در برخی همراه با انگیزه و اشتیاق جهت یادگیری و در برخی همراه با اکراه و امتناع می باشد. برخی از آنان با مسائل تحصیلی درگیر شده و برای هر چه بیشتر شدن یادگیری تلاش میکنند، در صورتی که برخی دیگر تنها به نتیجه یادگیری و سرآمد یا بهتر از همه بودن ، اهمیت می دهند. مسئله این است که چرا برخی از
دانشآموزان، خواهان یادگیری برا یادگیری بوده در حالی که برخی دیگر دائم در حال مقایسه خود با دیگران هستند و سعی دارند شایستگی خود را به وسیله باهوش جلوه دادن نزد همکلاسیها ، والدین و معلمان به اثبات برسانند؟
دیدگاه غالب و اخیر پیرامون کمال گرایی، بر چند بُعدی بودن آن تاکید دارد. هویت ، فلت ، بیسر ، شری و مک گی ، کمال گرایی را به عنوان سازهای سه بعدی تعریف و اندارهگیری میکنند؛ کمالگرایی خویشتنمدار، کمالگرایی دیگرمدار و کمالگرایی جامعهمدار. کمالگرایی خویشتنمدار بیانگر تمایل فرد به کامل بودن خود است. کمالگرایی دیگرمدار بیانگر انتظار عملکرد کامل و بینقص از دیگران است. کمالگرایی جامعهمدار ویژگی افرادی است که فکر میکنند دیگران از آنها انتظارعملکرد کامل و بینقص دارند. فروست و همکاران، تعریف دیگری از کمال گرایی ارایه نمودند. این تعریف شش بُعد مختلف را در بر میگیرد که شامل تمرکز بر اشتباهات، استانداردهای شخصی، انتقاد والدین، انتظارات والدین،نیاز به نظم و سازماندهی، و شک در مورد عمل(جمشیدی، حسین چاری، حقیقت، و رزمی، 1388).
عوامل موثر در کمال گرایی:
1- کیفیت ارتباط والد – فرزندی ( سبک های فرزندپروری)
2- استانداردهای شخصی
3- محیط های تربیتی و آموزشی
پیامدهای کمالگرایی _ نوروتیک یا ناهنجار):
1- اختلالات اضطرابی
2- اختلال افسردگی
3- افت تحصیلی
4- خشم
5- اعتماد به نفس پایین
6- روابط شخصی آشفته
7- مشکلات خواب و .........................
راه کارهای مواجهه با کمالگرایی:
1- اصلاح کیفیت ارتباط والد – فرزندی
2- مشاوره
3- درمان های شناختی رفتاری
4- اصلاح ساختارها و انتظارات تربیتی و آموزشی