مشاوره و خدمات روان شناختی روان بنیان

موضوعاتی در زمینه های روانشناسی و مشاوره خانواده، زوج درمانی، مشاوره قبل ازدواج،اختلافات زناشویی

انواع ناتوانی های یادگیری وعلل آنها

انواع ناتوانی های یادگیری وعلل آنها 

مهمترین ناتوانیهای یادگیری عبارتند از :

     ناتوانی در خواندن

     ناتوانی در ریاضیات

     ناتوانی در بیان کتبی یا نوشتن

ناتوانی در خواندن) :  (Dyslexia

مشکلات خواندن از اساسی ترین مشکلاتی است که کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری با آن مواجه هستند ، زیرا کودکی که نمی تواند بخواند شانس بسیار کمی برای موفقیت در مدرسه دارد . علاوه بر  آن گاهی دشواریهای خواندن این کودکان با مشکل هجی کردن نیز همراه است . ناتوانی در خواندن ، اختلالی است که به رغم تجارب کلاسی متعارف ، شخص در کسب مهارتهای زبانی خواندن و هجی کردن که متناسب با توانایی هوشی اش باشد، عاجز است .

 (ناتوانی  در ریاضیات) : Dyscalculia

ناتوانی در ریاضیات عبارت است از اختلال در توانائیهای ریاضیات که در اثر آسیب ارثی، فرایندهای رشدی مراکز مغز که زمینه رشد تواناییهای ریاضی است ، به وجود می آید . کودکان مبتلا به ناتوانی در ریاضیات در زمینه درک روابط فضایی دچار مشکل شدید هستند .

ناتوانی در بیان کتبی یا نوشتن) :  (Dysgraphia

فرایند نوشتن پیچیده است و به مهارتها و تواناییهای مختلفی بستگی دارد و مستلزم درک صحیحی از الگوهای نمادین نوشتاری است . مهارت نوشتن با کارکرد حرکتی چشم و هماهنگی حرکات ارتباط دارد ، همچنین مستلزم هماهنگی حرکتی چشم و دست ، کنترل بازو ، دست و عضلات انگشت است . مشکلات نوشتن اکثراًدر بین کودکان دارای صدمات مغزی ، آسیبهای خفیف مغزی و کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری دیده می شود. ناتوانی در نوشتن شامل : ناتوانی در املاء نویسی، دستخط و انشانویسی می شود .

مهارت املانویسی یکی از مهارتهای مهم زبان نوشتاری است که نوشتن نیمه فعال محسوب می شود . املای یک کلمه پیچیده تر و دشوارتر از خواندن آن است چرا که در خواندن ، نشانه ها و حروف الفبا در بازشناسی کلمه وی را یاری می کنند اما در نوشتن دانش آموز باید بر روابط آواها و نشانه ها ، تجزیه واژه ها و نحوه ترکیب عناصر متشکله آن آگاهی و مهارت کامل داشته باشد .

علل ناتوانی های یادگیری

جهت شناسایی و سبب شناسی ناتوانی های یادگیری، سوالاتی در زمینه های زیر پرسیده شده و نتایج آن مورد بررسی قرار می گیرند:

الف) ضعف عوامل آموزشي:

 آیا کودک به هر دلیل خاصی، تعداد زیادی از روزهای مدرسه غایب بوده است؟

آیا آموزش او به هر دلیلی، مختل بوده است؟

آیا بدون مداخله آموزشی، (کلاس تقویتی، معلم خصوصی و...) سابقه مردودی وجودداشته است؟

آیا کودک توسط معلمین یا دیگر کارکنان مدرسه مورد سوءرفتار و تنبیه بدنی قرار گرفته است؟

آیا کودک توسط آموزگاری ناشایسته آموزش داده شده است؟

ب) عوامل محيطي

عوامل محيطي بسياري وجود دارد كه مي تواند به پيچيدگي ناتواني هاي يادگيري بيفزايد و حتي شايد سبب ساز آن باشد . از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- تجربه اولیه ناکافی:

- جدایی طولانی کودک از والدین بویژه مادر، به هر دلیل (این جدایی در دوران نوزادی تاثیرات شدیدی بر رشد کودک دارد)

- بیماری، ضعف و  ناتوانی شدید و طولانی در دوران نوزادی یا سالهای اولیه زندگی کودک

- کودکی که مورد بی توجهی قرار گرفته و از تاثیر و همراهی متقابل والدین، بزرگسالان یا سایر کودکان در لحظات یا فرصتهای موثر زندگی شدیدا محروم می شود.

2- هریک از مشکلات رفتاری زیر در دوران شیرخوارگی یا سالهای اولیه زندگی:

- گریه زیاد غیر معمول

- الگوی نامناسب خوابیدن

- ضعف الگوهای مناسب تغذیه

- ناآرامی بیش از حد

-  بی حالی، بی علاقگی

3- اختلافات فرهنگی – زبانی

- آیا کودک در خانواده ای به دنیا آمده که توانایی انعکاس ارزشها و گرایشهای مسلط در فرهنگ غالب را ندارد؟

- آیا خانواده کودک به زبانی غیر از زبان رایج در جامعه و مدرسه صحبت می کنند؟

- آیا کودک می تواند به زبان رایج جامعه صحبت کند؟

4- سوء تغذیه:

آیا کودک در دوران اولیه زندگی به هر دلیل خاصی مانند وضعیت اقتصادی، بیماری طولانی و غیره از سوء تغذیه رنج برده است؟

5- رشد اجتماعي و عاطفي

بسياري از كودكان مبتلا به ناتواني يادگيري مضطرب ، نامطمئن و بي اختيار و سركش هستند كه ممكن است اين رفتارها با فقدان امنيت طبيعي ، ثبات محبت و گرمي و پذيرش در منزل و محيط مدرسه پيوند داشته باشد .

ج) عوامل رواني

امكان دارد كودكان مبتلا به ناتواني هاي يادگيري در عملكردهاي رواني پايه چون ادراك ، حافظه و شكل درون به مفاهيم اختلال داشته باشند .

د- عوامل فيزيولوژيكي

بسياري از متخصصان بر اين باورند كه علل اساسي و عمده ناتواني هاي يادگيري آسيب ديدگي مغزي ، شديد يا جزيي و صدمه وارده به دستگاه عصبي و مركزي است .

ه- عوامل ژنتيكي

شواهدي در دست است كه نشان مي دهد ناتواني هاي يادگيري احتمالا در برخي خانواده ها بيش از ديگران ديده مي شود در واقع عوامل ژنتيكي در شمار وسيعي از ناتواني هاي يادگيري نقش دارد .

ز – عوامل بيوشيميايي

اختلال هاي گوناگون متابوليكي در حكم عواملي هستند كه موجب ناتواني هاي يادگيري مي شوند مثل هايپوگليسمي ، كم كاري تيروئيد و …

و- عوامل پيش ، هنگام و بعد از تولد

شرایط مادر در دوران بارداری و پیش از بارداری، زمان تولد کودک و همچنین پس از تولد

ژ- تاخير رشد

بنا به گفته برخی متخصصان، عدم ظهور علائم رشد برخي از كودكان مبتلا به ناتواني يادگيري ممكن است از تاخير رشد برخي اجزاي دستگاه عصبي مركزي سرچشمه گرفته باشد كه اين گونه كودكان پس از بزرگتر شدن بر اين مشكلات غلبه مي كنند .  

چ- نقص جزيي در كار مغز

به نظر مي آيد هر گونه نتيجه گيري درباره ي حياتي بودن آسيب ديدگي مغزي در كودكان مبتلا به ناتواني يادگيري در بهترين شرايط فقط جنبه تجربي و آزمايشي دارد . سبب شناسي بيش از هر موضوع ديگر به موضوع پيش گيري تكيه دارد .    

تشخيص اختلالا ت يادگيري

با توجه به تعاريفي كه از دانش آموزان داراي مشكلات يادگيري گفته شد به نظر مي رسد معلمين از جمله اولين كساني هستند كه متوجه اينگونه دانش آموزان مي شوند و پس از اينكه روشهاي گوناگون ياد دهي – يادگيري را اجرا مي كنند ولي در مورد چنين كودكاني به موفقيت چشمگيري نمي رسند آنان را به مراكز آموزش وتوانبخشي مشكلات  ويژه يادگيري هدايت مي كنند .

مراحل ارزيابي و تشخيص در مراكز آموزشي مشكلات ويژه يادگيري:

1- پيشينه كاوي و مصاحبه : كه عموما شامل تهيه تاريخچه كلي از زندگي فرد كه به وسيله بازنگري پرونده هاي كودك مصاحبه با والدين ، معلمين و خود كودك تهيه مي شود .

2- مشاهدات باليني : مشاهده گر در حين مراحل ارزيابي اطلاعاتي را از خصوصيات و ويژگيهاي رفتاري كودك به دست مي آورد كه او را در امر تشخيص ياري مي دهد .

3- آزمون هاي رسمي

الف : آزمون روانی شناختي  وكسلر :

يك تحول مهم در تشخيص و جاي دهي كودكان ويژه دريافتهاي جديدي است كه از چگونگي استفاده از آزمونهاي رواني ، شناختي بدست آمده است . اين گونه ارزيابي و تشخيص ما را به اين حقيقت رهنمون مي شود كه خدمات آموزش و پرورشي بايد حوزه وسيعي را دربرگيرد و سعي شود تا دانش آموز كه در اكثر حيطه هاي يادگيري عادي است ولي مشكلات يادگيري خاصي دارد بتواند در كلاس عادي آموزش ببينند و در عين حال به كمك هاي تكميلي ويژه دسترسي داشته باشد . براي نيل به اين اهداف آزمون وكسلر يكي از ابزارهاي نسبتا گويا و فراگير است كه جهت ارزيابي كودكان با مشكلات خاص يادگيري كاربرد فراواني دارد .

ب : آزمونهاي بينايي مانند: ديداري حركتي بندر – گشتالت – آزمون ادراكي بينايي فراستيگ

ج : آزمونهاي شنوايي وپمن

د: آزمون هاي پيشرفت تحصيلي : پيشرفت تحصيلي خواندن – پيشرفت تحصيلي نوشتن  - پيشرفت تحصيلي رياضيات

ه : آزمون رشد حركتي لینکلن- اوزرتسكي

و : آزمون برتري طرفي       

ز: آزمون ادراک دیداری فراستیگ (1964) ، فراستیگ معتقد است ادراک یکی از اعمال روانشناختی اولیه است که بدون آن تمام اعمال بدن بجز ساده ترین آنها از قبیل تنفس و دفع متوقف می شود و زنده بودن را ناممکن می سازد. ادراک عبارت از توانایی تشخیص و تفسیر محرکها می باشد که از طریق ارگانهای دریافت کننده بوقوع نمی پیوندد بلکه در مغز روی می دهد. او معتقد است اگر رشد ادراک دیداری، که بین 5/3 تا 5/7 سالگی اتفاق می افتد با تاخیر همراه باشد، موجب برخی آسیب های شناختی خواهد شد. وی برای سنجش انواع مهارت های دیداری 5 تست فرعی در نظر گرفته است که عبارتند از:

-         هماهنگی حرکتی – دیداری

-         تشخیص شکل زمینه

-         پایداری یا ثبات شکل

-         طرز قرار گرفتن شکل درفضا

-         ارتباطات فضایی 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم دی ۱۳۹۴ساعت 9:35  توسط بهمن زنجانلو  | 

کمال گرایی

بسمه تعالی

کمال گرایی و تأثیر آن بر سلامت روان 

(Perfectionism) 

به طور کلی انگیزه‌ی کمال و تأثیر آن بر رفتار انسان در طول تاریخ به صورت همه جانبه و گسترده‌ای توسط روانشناسان مورد بحث قرار گرفته است.  ویژگی‌های شخصیتی برای یک شخص در طول زمان معمولاً ثابت و بین افراد مختلف متفاوت هستند و زیربنای رفتار افراد را تشکیل می‌دهند. کمال‌گرایی یکی از ویژگی‌های شخصیتی است. هولندر برای اولین بار از کمال‌گرایی به عنوان یک ویژگی شخصیتی نام برد و آن را به صورت داشتن انتظاری بیش از حدِ مورد نیاز، از خود و دیگران در موقعیتی خاص تعریف کرد( هولندر، 1978). کمی پس از آن برنز(1980) تحلیل گسترده‌تری در مورد کمال‌گرایی انجام داد و بیان‌کرد که کمال‌گرایی، شبکه‌ای از شناخت‌ها است که شامل انتظارات، تحلیل وقایع و ارزیابی خود و دیگران است. افراد کمال‌گرا یک‌سری استانداردهای بالا و غیرواقع بینانه دارند که با وجود سختی‌ها، از آن پیروی می‌کنند و ارزش کار خود را در رسیدن به این استانداردها می‌دانند( اسلید و اونز، 1998؛ بشارت، محمدی، پورنقاش تهرانی و حاتمی، 1388؛ فراست، مارتن، لاهارت و روزن بلت، 1990). اولين كساني كه بر روي كمال‌گرايي كار كردند آن را اين گونه تعريف كردند:"گرايش افراطي فرد به بي‌عيب و نقص بودن، كوچكترين اشتباه خود را گناهي نابخشودني پنداشتن و مضطربانه انتظار پيامدهاي شوم شكست را كشيدن". به زبان ساده‌تر افراد كمال‌گرا معيارهاي خيلي بالايي را براي موفقيت در نظر مي‌گيرند و اگر به آن اهداف بلندپروازانه نرسند خود را شكست‌خورده مي‌پندارند. آنها دنيا را با قانون همه يا هيچ مي‌شناسند. هر نتيجه‌ي ممكن يا شكست كامل است يا موفقيت كامل. در ورزش اين پديده به وضوح در نظر ورزشكاران بعد از انجام مسابقه نمود پيدا مي‌كند. آنهايي كه مساوي گرفتن را يك شكست افتضاح مي‌دانند و اصلاً به عوامل ديگر دخيل در نتيجه، كاري ندارند احتمالا افرادي كمال‌گرا هستند. اگر قبل از مسابقه نيز به سراغ ورزشكاران كمال‌گرا برويم مي‌بينيم كه بيش از هر چيز ترس از شكست ذهن‌شان را مشغول كرده است( امامی، 1382).

 

به طور کلی ترس از شکست، نگرانی از ارزیابی و نحوه تفکر دیگران در مورد خود ،تدوین استانداردهای سطح بالا وعدم اطمینان به کسب موفقیت‌آمیز آنها و افکاری از این دست که افراد کمال‌گرا با آنها دست‌ برگریبانند، همگی از موارد زمینه‌ساز بروز و تجلی اضطراب به شمار می‌آیند به عبارتی هر انسانی از مجموعه‌ای از توانایی‌ها برخوردار است و با آگاهی از میزان این استعدادها است که اهداف زندگی خود تعیین می‌کند. فرض بر این است که افراد کمال‌گرا از طرحواره‌های شناختی برخوردار هستند که بدون توجه به توانایی‌های خود، اهدافی فراتر از توان و ظرفيت خويش برمی‌گزينند و چون از شکست در رسيدن به کمال مورد نظرشان هراسان هستند و به جز موفقيت کامل به چيزی راضی نمی‌شوند. برخورداری از تفکرات کمال‌گرايانه از يک سو خود به تنهايي منجر به افت تحصيلی می‌گردد زيرا دانش آموزان کمال‌گرا تنها با انجام تکاليف و کسب نتايج صد در صد خوب ارضا نمی‌شوند آنان به اين امر اکتفا نمی‌کنند که عملکردشان از همسالان خود بهتر است  و کار يا تکليف محوله را تا حد مطلوب و قابل قبول انجام داده‌اند بلکه رضايتشان تنها هنگامی به‌طور کامل تامين می‌گردند که کار يا تکليف مورد نظر را به طور کامل و بدون هيج گونه خطايي انجام دهند از اين جهت ممکن است به خاطر ترس از عدم نيل به مقصود خود به هيج عنوان به سراغ مسئوليت خود نروند يا آنها را در نيمه کار رها می‌کنند و به همين دليل دچار افت تحصيلی می‌شوند. و از سوی ديگر کمال‌گرايي ممکن است با به وجود آوردن افسردگی و اضطراب به صورت غير مستقيم به افت تحصيلی منجر گردد. تاثير افسردگی و اضطراب بر کاهش عملکرد از جمله عملکرد تحصيلی ثابت شده است( بشارت 1383).

دانش آموزان در برخورد با تکالیف آموزشگاهی به شیوه های مختلف واکنش نشان می‌دهند، این واکنش در برخی همراه با انگیزه و اشتیاق جهت یادگیری و در برخی همراه با اکراه و امتناع می باشد. برخی از آنان با مسائل تحصیلی درگیر شده و برای هر چه بیشتر شدن یادگیری تلاش می‌کنند، در صورتی که برخی دیگر تنها به نتیجه یادگیری و سرآمد یا بهتر از همه بودن ، اهمیت می دهند. مسئله این است که چرا برخی از

 

دانش‌آموزان، خواهان یادگیری برا یادگیری بوده در حالی که برخی دیگر دائم در حال مقایسه خود با دیگران هستند و سعی دارند شایستگی خود را به وسیله باهوش جلوه دادن نزد هم‌کلاسی‌ها ، والدین و معلمان به اثبات برسانند؟

دیدگاه غالب و اخیر پیرامون کمال گرایی، بر چند بُعدی بودن آن تاکید دارد. هویت ،  فلت ، بیسر ، شری  و مک گی ، کمال گرایی را به عنوان سازه‌ای سه بعدی تعریف و انداره‌گیری می‌کنند؛ کمال‌گرایی خویشتن‌مدار، کمال‌گرایی دیگر‌مدار و کمال‌گرایی جامعه‌مدار. کمال‌گرایی خویشتن‌مدار بیان‌گر تمایل فرد به کامل بودن خود است. کمال‌گرایی دیگر‌مدار بیان‌گر انتظار عملکرد کامل و بی‌نقص از دیگران است. کمال‌گرایی جامعه‌مدار ویژگی افرادی است که فکر می‌کنند دیگران از آنها انتظارعملکرد کامل و بی‌نقص دارند. فروست  و همکاران، تعریف دیگری از کمال گرایی ارایه نمودند. این تعریف شش بُعد مختلف را در بر می‌گیرد که شامل تمرکز بر اشتباهات، استانداردهای شخصی، انتقاد والدین، انتظارات والدین،نیاز به نظم و سازماندهی، و شک در مورد عمل(جمشیدی، حسین چاری، حقیقت، و رزمی، 1388).

عوامل موثر در کمال گرایی:

1-    کیفیت ارتباط والد فرزندی ( سبک های فرزندپروری)

2-   استانداردهای شخصی

3-  محیط های تربیتی و آموزشی

پیامدهای کمالگرایی _ نوروتیک یا ناهنجار):

1-    اختلالات اضطرابی

2-   اختلال افسردگی

3-  افت تحصیلی

4-   خشم

5-   اعتماد به نفس پایین

6-   روابط شخصی آشفته

7-   مشکلات خواب و .........................

راه کارهای مواجهه با کمالگرایی:

1-    اصلاح کیفیت ارتباط والد فرزندی

2-   مشاوره

3-  درمان های شناختی رفتاری

4-   اصلاح ساختارها و انتظارات تربیتی و آموزشی

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم دی ۱۳۹۴ساعت 9:21  توسط بهمن زنجانلو  | 

نقش ارتباط در سلامت روان

بسمه تعالی

نقش ارتباط در سلامت روان

سلامت روان:

         به معنای آن است که افراد حس خوشایندی نسبت به خود داشته باشند، مهارت های لازم برای برقراری ارتباط موثر را کسب کرده باشند، احساسات شان را مدیریت کنند و بتوانند مشکلات را از میان بردارند. سلامت روان به معنای از میان رفتن و ناپدید شدن مشکلات و اختلالات روحی روانی نیست.

             به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پیشگیری نوین، سلامت روان فراتر از عدم وجود اختلالات روحی روانی - افسردگی، اضطراب، دلشوره و ... - است. سلامت روان به معنای داشتن شخصیت  مثبت، احساس خوب به زندگی، مسائل و مشکلات روزمره و ... است.

ویژگی های افرادی که از موهبت سلامت روان برخوردارند عبارتند از:

- قناعت

- علاقه زیاد به استفاده از توانایی ها و لذت بردن از زندگی

- توانایی کنترل و مدیریت اضطراب و دلشوره

- انعطاف پذیری و آموختن سریع مسائل

- ایجاد تعادل میان کار، بازی، فعالیت و استراحت

- توانایی ایجاد و حفظ ارتباط

- اعتماد به نفس بالا

        ویژگی های مثبت و سلامت روح و روان به افراد کمک می کند تا در فعالیت های گوناگون حضور فعال داشته باشند، ارتباطات قوی برقرار کنند و بر مشکلات زندگی و اضطراب پیروز شوند.

ارتباط:

         فرآيندي است كه به وسيله آن اطلاعات و احساسات خود را از طريق پيام هاي كلامي و غيركلامي با ديگران در ميان مي گذاريم. اين تونايي موجب تقويت رابطه گرم و صميمي ما با ديگران به ويژه اعضاي خانوده مي شود و سلامت رواني و اجتماعي ما را بيش از پيش فراهم نموده و به قطع روابط ناسالم ما منجر خواهد شد


انواع ارتباط
1.ارتباط كلامي : تمامي جنبه هاي گفتار، يعني زبان و ابزارهاي كلامي را شامل مي شود كه در آن چگونگي صحبت كردن از جمله، سرعت كلام، تن و آهنگ صدا نيز مطرح است
2.ارتباط غيركلامي : به ساير فعاليت هاي گفته مي شود كه كاركرد ارتباطي دارند.

در سطور زیر روشی ارائه شده که به تقویت مهارت های ارتباط غیر کلامی تان کمک می کند. در حد امکان سعی کنید دوربینی تهیه و از یکی از دوستان خود بخواهید تا شما را همه جا دنبال کند و از شما در موفقیت های مختلف فیلم ویدیوئی تهیه کند به ویژه هنگام صحبت با دیگری، یا به هنگام خطاب قرار دادن گروهی، منتهای تلاش خود را بکنید تا آن ها را نادیده بگیرید؛ سبک طبیعی حرف زدنتان را تصحیح نکنید

رابطه های غیر کلامی عبارتند از:زبان بدن ،نحوة نشستن، ایستادن و راه رفتن ،نحوة استفاده از دستانتان، ظاهر ،نحوة پوشش ،نحوة آرایش مو و صورت و غیره ،نگرش ،اطمینان به خود .

عوامل تأثيرگذار در روابط بين فردي
گوش دادن فعال : 
گوش دادن به شنيدن فرق دارد، چرا كه شنيدن امري است غيرارادي و شامل تمام صداهايي مي شود كه همواره از محيط دريافت مي كنيم
گوش دادن فعال مهارتي است كه فرد با كسب آن، مي آموزد چگونه به پيام هاي كلامي و غيركلامي گوينده توجه نمايد تا درك معاني و فهم احساسات دقيق تر حاصل شود، كه اين امر موجب تقويت روابط بين فردي را فراهم مي آورد
اهميت دادن : 
يعني بتوانيم به احساسات نيازها، و خواسته هاي فرد مقابل توجه نشان دهيم. زماني روابط بين فردي تقويت مي شود كه با توجه به توان و ظرفيت خود در مقابل عملكردهاي ديگران رفتار مناسبي داشته باشيم

سؤال كردن :
پرسيدن از رايج ترين و در عين حال ساده ترين مهارت هاست. زيرا پرسيدن علاوه بر شفاف سازي پيام، موجب برانگيختن تفكر افراد مي گردد. به خاطر داشته باشيم طرح سؤالات مكرر، به قصد مچ گيري ، نه تنها به تقويت رابطه بين فردي كمك نمي كند، بلكه موجب تضعيف و مختل شدن آن نيز مي شود
احترام گذاشتن : 
يعني پذيرفتن و گرامي داشتن بي قيد و شرط ديگرانبا ديگران به گونه اي رفتار كنيم كه احساس نمايند برايشان ارزش و احترام قائل هستيم. يكي از نشانه هاي احترام گذاشتنف رعايت قواعد و مقررات موقعيتي است كه در آن قرار مي گيريم
ابراز وجود : 
از مهارت هاي مهم در برقراري ارتباط، ابراز وجود است كه شامل بين افكار، احساسات، اعتقادات و حقوق خويش است، به گونه اي كه در ديگران ايجاد مقاومت و ناراحتي ننمايد
بديهي است افراد خجالتي و كمرو در ابراز وجود بيش از ديگران با مشكل مواجه هستند
نه گفتن: 
مهارتي است كه فرد بتواند در مقابل درخواست نابه جاي ديگران از كلمه نه استفاده كند. كساني كه از قدرت نه گفتن عاجز باشند همواره در روابط بين فردي خود با مشكل مواجه شده و از ارتباط خود احساس امنيت و خرسندي نمي كنند
كار گروهي 
از ويژگي هاي كار گروهي تقويت همكاري، همفكريف همدلي و هماهنگي بشتر بين اعضاي گروه مي باشد. اين خود تقويت روابط بين فردي اعضاي گروه را بيش از پيش فراهم مي نمايد
كاركردهاي روابط بين فردي:
موجب كسب و حفظ موقعيت و جايگاه افراد نزد ديگران مي شود
افراد به درستي و نادرستي عملكرد خود و ديگران بيشتر پي مي برند
موجب افزايش توانايي افراد براي مقابله با ناسازگاري ها و مشكلات زندگي مي شود
آرامش روحي و امنيت رواني بيشتر افراد را فراهم مي آورد
فرصتي به وجود مي آورد تا افراد چيزهاي جديدي ياد بگيرند و افق ديدشان را وسعت ببخشند
موجب احساس مسؤوليت بيشتر افراد نسبت به يكديگر مي شود
باعث تقويت احساس همدلي، همكاري ، هماهنگي و همفكري افراد با ديگران مي شود
توصيه هايي براي تقويت روابط بين فردي:
1. محيط را آماده برقراري ارتباط نماييم و سعي كنيم در ارتباط، شروع كننده خوبي باشيم مثل يك سلام و احوالپرسي گرم و فشردن دست فرد مقابل
2. در برقراري ارتباط به شرايط، موقعيت و شخصيت افراد توجه كنيم و متناسب با آن رفتار نماييم. مثلاً نحوه برقراري ارتباط ما با كودكان، سالخوردگان، بيماران و يا در جشن عروسي، مجلس عزا مي بايست متفاوت از يكديگر باشد
3. هنگام صحبت كردن سخنان يكدگير را قطع نكنيم
4.براي تقويت ارتباط، از پراكنده گويي، پرگويي و مقدمه چيني زياد پرهيز نماييم
5. بدانيم، گوش دادن فعال نيازمند كسب مهارت بوده و به انرژي و تعهد نيازمند است
6. هنگام حضور در مكان هاي جديد ابتدا به دنبال آشنايان باشيم، سپس افرادي را جستجو كنيم كه با آن ها راحت تر مي وان ارتباط برقرار كرد
7. در ارتباط بين فردي علاوه بر كدام، از روش هاي غيركلامي مانند ( گوش دادن – نگاه كردن – استفاده از ژست ها وچهره ها – ايما و اشاره و ...) به خوبي استفاده 
8.براي ادامه يك ارتباط خوب از تمجيد و تحسين مناسب و به جا استفاده كنيم. مانند(خوشحالم با شما هم صحبت شدم - خيلي خوب گفتيد – آفرين من هم با نظر شما موافقم(… 
9.از تحقير و سرزنش و توهين ديگران خودداري كنيم. مانند (تو اصلاً نمي فهمي – هنوز بچه هستي – بگو بزرگترت حرف بزنه و ..)
10. در صورت قطع ارتباط، تنها ديگران را مقصر ندانسته و خود براي ارتباط مجدد پيش قدم شويم
11. هنگام صحبت از قضاوت در مورد رفتار گوينده اكيداً پرهيز كنيم. (مانند اگر اين كار را نمي كردي، اين طور نمي شد – خب ، تقصير خودت بوده و ( به جاي استفاده از اين عبارت مي توانيم بگوييم : 
بهتره مسئله را يك بار ديگر مرور كنيم
12. با احترام به ديگران، احترام خود را تضمين نماييم
13. براي مقابله با كمرويي و خجالت افراطي مي توان ازافراد آگاه و متخصص (مشاور یا  روانشناس) كمك گرفت
14.از افراد و يا مكان هايي كه در آن جا دچار مشكل مي شويم، فهرستي تهيه كرده و با كمك گرفتن از ديگران (به ويژه متخصصين) به فكر حل آن ها باشيم
15.سعي كنيم با برقراري ارتباط خوب و مؤثر در خانواده، الگوي مناسبي براي ديگر اعضاي خانواده باشيم.
16.در صورت روبه رو شدن با نظر مخالف ديگران بهتر است با تحمل آن در تقويت رابطه ي بين فردي خود تلاش نماييم
17.در مواقع عدم امكان ارتباط حضوري از ديگرابزارهاي ارتباطي مانند تلفن زدن، نامه نوشتن و.... در تقويت ارتباط مناسب خود با ديگران تلاش نماييم
18. افرادي كه در برقراري و ايجاد ارتباط ضعيف هستند به كارهاي گروهي (ورزشي، فرهنگي ، اجتماعي و...) راهنمايي كنيم
19. با شركت در مكان هاي اجتماعي ( جشن ها و سخنراني ها و مراسم مختلف در مساجد و مدارس و مكان هاي عمومي) در تقويت ارتباط خود با ديگران تلاش نماييم
20.با آگاهي از حقوق خود و ديگران در روابط بين فردي از سوء استفاده هاي احتمالي پيشگيري نماييم
21. توانمندي ها و مهارت هاي ارتباطي خود را شناخته و در عمل به كار بگيريم. مانند (شوخي و طنز به جا و ..)
22. افراد خانواه، دوستان خود را با اسم كوچك وپسوندهاي زيبا صدا بزنيم. مانند (پسرم – عزيزم – دختر گلم – همسر گرامي و ..)
23.شنوندة خوبي براي ديگران باشيم و آن ها را تشويق نماييم راجع به خودشان صحبت كنند . مانند (نظر شما چيست؟ - شما چه فكر مي كنيد؟ - احساس خوبت را بگو ). 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم دی ۱۳۹۴ساعت 9:18  توسط بهمن زنجانلو  |